مهديسمهديس، تا این لحظه: 16 سال و 27 روز سن داره

مهدیس نفس مامان و بابا

مهديس و عيد ديدني

سلام عشقم: اين عكسهايي هست كه آماده شده بودي و مي خواستيم بريم عيد ديدني: اولين روز كه اول رفتيم خونه ماماني طيبه (مامانِ من) و بعد هم رفتيم خونه ماماني منير (مامان بابا). اينجا مهديس خانوم توي پاركينگ آمادست تا بابا مهدي بياد و سوار ماشين بشيم و بريم خونه ماماني و بابايي ها. اينجا روز دوم عيد هست و داشتيم مي رفتيم خونه مادربزرگ بابا مهدي كه مهديس خانوم گربه ديده و دنبال اون مي كنه. اينجا دايي نصرت اومده خونمون، آخه دايي سربازه و ايام عيد رو همش بايد پادگان باشه. اينجا هم ما مي خواييم بريم بيرون ولي عشق مامان توي پاركينگ داره بازي مي كنه و نمي ياد ...
27 فروردين 1391

روز سه شنبه 1391/1/1

سلام عشقم. اميدوارم كه امسال سال خوبي برات باشه.   اين عكس ها براي موقع سال تحويله كه من و تو  و بابايي ديشبش تا ساعت 3 شب بيدار بوديم و مشغول هفت سين چيدن و خورده كاري ها يي كه مونده بود رو انجام داديم كه من هم آخرش تورو بردم حموم و موقع سال تحويل به زور پاشدي و اولين چيزي هم كه از تو سفره برداشتي سكه هاي توي هفت سين بو د و بعد هم شروع كردي خودت از خودت پذيرايي كردن كه شكلات و پسته و بادوم و فندق و تخمه ...برداشتي. كه آثار شكلات ها هم روي بلوزت مشخصه. اين سبد گل هم تقديم به همه دوستان عزيز كه اميدوارم سال خوب سرشار از سلامتي و بركت داشته باشند.       ...
26 فروردين 1391

رفتن به سرزمين عجايب

سلام عزيزم امروز يعني 90/12/26 روز جمعه بابا تصميم گرفت كه خشگل خانوم رو ببره سرزمين عجايب كه دايي امين و تينا (خواهر زن عمو انسيه) رو هم برديم. ولي چه فايده كه خشگل ماماني چشمهاش ويروسي شده بود و خيلي اذيتت مي كرد. ولي با اين حال تا وسيله بازيها رو ديدي كمي سرحال شدي. ان شاءالله كه ديگه هيچ وقت اون چشماي خشگلت مريض نشه ماماني من. يه عالمه بوووووووووس. ...
26 فروردين 1391

نوروز 91 مبارك

سلام عزيزم فرارسیدن نوروز و سال نو را به شما دوستان عزیز شادباش میگویيم. برایتان تندرستی و نیکروزی در سال نو آرزو داريم. باشد که سالی سرشار از شادی و کامروایی داشته باشید. لحظه تحویل سال ۱۳۹۱ هجری شمسی: سه شنبه اول فروردین ، ساعت ۰8:44:27 صبح ...
1 فروردين 1391
1